استیو جابز؛ داستان زندگی مردی که اپل و دنیای فناوری را تغییر داد.
استیو جابز یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ فناوری بود؛ مردی که نه مهندس الکترونیک بود و نه یک برنامهنویس حرفهای، اما توانست شیوهای که میلیونها نفر با کامپیوتر، موسیقی، تلفن همراه و فناوری تعامل میکنند را تغییر دهد.
زندگی جابز داستانی پر از موفقیت، شکست، جاهطلبی، اختلاف، بازگشت و البته تصمیمهای بسیار جسورانه است. او در سال ۱۹۵۵ متولد شد و در سال ۲۰۱۱ درگذشت؛ اما در طول ۵۶ سال زندگی خود اثری بر صنعت فناوری گذاشت که هنوز هم ادامه دارد.
کودکی متفاوت استیو جابز
استیون پاول جابز در ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکو متولد شد. والدین بیولوژیکی او، جوانانی دانشجو بودند و پس از تولد، جابز را برای فرزندخواندگی سپردند.
او توسط پل و کلارا جابز بزرگ شد؛ خانوادهای که در منطقه سیلیکونولی زندگی میکردند. همین محیط بعدها تأثیر زیادی بر علاقه جابز به فناوری گذاشت.
در نوجوانی، جابز با دنیای الکترونیک آشنا شد و خیلی زود مشخص شد که ذهن متفاوتی دارد. او بیشتر از اینکه صرفاً به استفاده از فناوری علاقه داشته باشد، دوست داشت بفهمد وسایل چگونه کار میکنند و چطور میتوان آنها را بهتر کرد.
آشنایی با استیو وزنیاک؛ شروع یک دوستی تاریخی
یکی از مهمترین اتفاقات زندگی جابز، آشنایی او با استیو وزنیاک بود.
این دو شخصیت تفاوت زیادی با یکدیگر داشتند. وزنیاک یک مهندس و نابغه سختافزار بود که عاشق ساختن مدارها و کامپیوترها بود؛ در مقابل، جابز بیشتر به ایده، طراحی محصول، بازاریابی و تجربه کاربر علاقه داشت.
همین تفاوت بعدها به یکی از نقاط قوت آنها تبدیل شد.
در دهه ۱۹۷۰، جابز و وزنیاک روی پروژههای مختلف الکترونیکی کار کردند و در نهایت علاقه آنها به کامپیوترهای شخصی، مسیر زندگی هر دو را تغییر داد.
دانشگاه را رها کرد؛ اما یادگیری را نه
جابز در سال ۱۹۷۲ وارد Reed College شد، اما خیلی زود متوجه شد که مسیر دانشگاهی معمول برایش مناسب نیست.
او دانشگاه را ترک کرد، اما همچنان در کلاسهایی که برایش جذاب بودند شرکت میکرد. یکی از معروفترین این کلاسها، کلاس خوشنویسی بود؛ موضوعی که در آن زمان شاید کاملاً بیربط به آینده به نظر میرسید.
سالها بعد، جابز گفت چیزهایی که در آن کلاس یاد گرفته بود، در طراحی تایپوگرافی و فونتهای کامپیوتر Macintosh نقش داشتند.
این اتفاق یکی از مثالهای معروف در زندگی جابز است: گاهی چیزی که امروز بیفایده به نظر میرسد، ممکن است سالها بعد تبدیل به یکی از مهمترین تجربههای زندگی شما شود.
سفر به هند و جستوجوی معنای زندگی
جابز در سال ۱۹۷۴ به هند سفر کرد. او به دنبال تجربههای معنوی و پیدا کردن پاسخهایی درباره زندگی بود.
این سفر تأثیر عمیقی بر نگاه او گذاشت و علاقهاش به فلسفه شرقی و معنویت را بیشتر کرد. پس از بازگشت به آمریکا، دوباره به دنیای فناوری نزدیک شد و در شرکت Atari مشغول به کار شد.
اما هنوز هیچکس نمیدانست این جوان عجیبوغریب قرار است چند سال بعد یکی از مشهورترین مدیران فناوری جهان شود.
سال ۱۹۷۶؛ تولد اپل
در سال ۱۹۷۵، جابز و وزنیاک در جلسات Homebrew Computer Club شرکت میکردند؛ گروهی از علاقهمندان کامپیوتر که در منطقه سیلیکونولی گرد هم میآمدند.
وزنیاک در همین دوره کامپیوتری طراحی کرد که بعدها با نام Apple I شناخته شد.
نکته مهم اینجا بود که وزنیاک بیشتر از ساخت کامپیوتر لذت میبرد، اما جابز بلافاصله پتانسیل تجاری آن را دید.
او به وزنیاک پیشنهاد کرد که به جای اینکه کامپیوتر را فقط به دوستانشان نشان دهند، آن را به یک محصول تبدیل کنند و بفروشند.
همین تصمیم، نقطه عطف زندگی هر دو بود.
در ۱ آوریل ۱۹۷۶، استیو جابز، استیو وزنیاک و رونالد وین شرکت Apple Computer Company را تأسیس کردند. آنها کارشان را در محیط خانه و گاراژ خانواده جابز آغاز کردند.
جابز برای تأمین هزینههای اولیه حتی خودروی خود را فروخت و وزنیاک نیز ماشینحساب خود را فروخت تا بتوانند سرمایه لازم برای ساخت نخستین کامپیوترهایشان را فراهم کنند.
اپل در آن زمان هیچ شباهتی به شرکت امروزی نداشت.
نه آیفونی وجود داشت، نه مکبوکی، نه فروشگاههای بزرگ و نه میلیاردها دلار سرمایه.
فقط چند جوان بودند که فکر میکردند کامپیوتر میتواند چیزی بیشتر از یک دستگاه پیچیده برای متخصصان باشد.
جابز دقیقاً چه چیزی به اپل اضافه کرد؟
شاید تصور شود استیو جابز خودش Apple I را طراحی کرده بود، اما اینطور نبود.
بخش اصلی طراحی فنی Apple I توسط استیو وزنیاک انجام شد. نقش جابز چیز دیگری بود.
جابز متوجه شده بود که فناوری زمانی ارزشمند میشود که مردم بتوانند بهراحتی از آن استفاده کنند و واقعاً بخواهند آن را داشته باشند.
او به ظاهر محصول، نحوه ارائه آن، بازاریابی و تجربه کاربر اهمیت زیادی میداد.
به همین دلیل، رابطه جابز و وزنیاک را میتوان به شکل ساده اینطور توصیف کرد:
وزنیاک میساخت؛ جابز میپرسید چرا مردم باید آن را بخواهند.
این ترکیب بعدها یکی از مهمترین دلایل موفقیت اپل شد.
موفقیت Apple II
Apple I شروع کار بود، اما Apple II بود که اپل را به یک شرکت جدی در صنعت کامپیوتر تبدیل کرد.
وزنیاک طراحی Apple II را انجام داد و این کامپیوتر امکانات بسیار بیشتری داشت. گرافیک رنگی، صفحهکلید و قابلیتهای بیشتر باعث شدند محصول برای بازار گستردهتری جذاب باشد.
فروش اپل به سرعت افزایش پیدا کرد و شرکت از یک کسبوکار کوچک به یک شرکت مهم در صنعت کامپیوترهای شخصی تبدیل شد. طبق گزارش Library of Congress، فروش اپل از ۷.۸ میلیون دلار در سال ۱۹۷۸ به ۱۱۷ میلیون دلار در سال ۱۹۸۰ رسید.
اما بزرگترین چالش جابز هنوز در راه بود.
Macintosh؛ رؤیای بزرگ جابز
در اوایل دهه ۱۹۸۰، جابز روی پروژهای کار میکرد که قرار بود نحوه استفاده مردم از کامپیوتر را تغییر دهد:
Macintosh
ایده جابز ساده اما بلندپروازانه بود: کامپیوتر نباید فقط برای متخصصان باشد.
رابط گرافیکی، استفاده از ماوس، طراحی زیبا و توجه شدید به تجربه کاربر، Macintosh را از بسیاری از کامپیوترهای آن زمان متفاوت کرد.
در سال ۱۹۸۴، اپل Macintosh را معرفی کرد و تبلیغ معروف 1984 را پخش کرد؛ تبلیغی که بعدها یکی از مشهورترین تبلیغات تاریخ فناوری شد.
اما موفقیت جابز قرار نبود بدون دردسر ادامه پیدا کند.
اخراج از شرکتی که خودش ساخته بود
در سالهای بعد، اختلافات شدیدی میان جابز و مدیران اپل شکل گرفت.
جابز جاهطلب بود، روی کیفیت وسواس داشت و حاضر نبود بهراحتی از ایدههایش عقبنشینی کند. همین ویژگیها که در بعضی مواقع باعث موفقیت او شده بودند، حالا به یکی از دلایل اصلی اختلافاتش با مدیران شرکت تبدیل شدند.
در سال ۱۹۸۵، استیو جابز اپل را ترک کرد. مردی که چند سال قبل یکی از بنیانگذاران شرکت بود، حالا دیگر در شرکتی که خودش ساخته بود حضور نداشت.
برای بسیاری از افراد، این اتفاق میتوانست پایان داستان باشد.
برای جابز، تازه یک فصل جدید شروع شده بود.
NeXT؛ شروع دوباره
پس از ترک اپل، جابز شرکت جدیدی به نام NeXT تأسیس کرد.
او روی ساخت کامپیوترهایی قدرتمند برای دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی تمرکز کرد.
NeXT از نظر تجاری به اندازه اپل موفق نبود، اما فناوری آن بعدها اهمیت بسیار زیادی پیدا کرد.
سالها بعد، همین شرکت به مسیری تبدیل شد که جابز را دوباره به اپل بازگرداند.
استیو جابز و Pixar
در همان دوران، جابز وارد دنیای انیمیشن نیز شد.
او در سال ۱۹۸۶ بخش گرافیک کامپیوتری شرکت Lucasfilm را خرید و آن را به شرکتی مستقل تبدیل کرد که بعدها Pixar نام گرفت.
پیکسار در ابتدا یک شرکت سختافزاری و فناوری بود، اما بهتدریج تمرکز آن به تولید انیمیشن تغییر کرد.
در سال ۱۹۹۵، فیلم Toy Story منتشر شد؛ اولین فیلم بلند تاریخ که کاملاً با کامپیوتر ساخته شده بود.
پیکسار به یکی از موفقترین استودیوهای انیمیشن جهان تبدیل شد و جابز نیز به یکی از سهامداران و چهرههای مهم آن تبدیل شد.
به این ترتیب، مردی که از اپل کنار گذاشته شده بود، در حال ساختن یک موفقیت بزرگ دیگر بود.
بازگشت استیو جابز به اپل
در دهه ۱۹۹۰، اپل با مشکلات زیادی مواجه شد.
محصولات متعدد، مدیریتهای مختلف و نبود یک مسیر مشخص باعث شده بود شرکت جایگاه سابق خود را از دست بدهد.
در سال ۱۹۹۶، اپل شرکت NeXT را خرید.
این معامله باعث شد استیو جابز دوباره به اپل بازگردد. یک سال بعد، او عملاً دوباره به رهبر اصلی شرکت تبدیل شد.
و اینجا یکی از جذابترین بخشهای داستان جابز آغاز میشود.
او قرار بود شرکتی را که زمانی از آن اخراج شده بود، دوباره نجات دهد.
جابز اپل را از نو ساخت
پس از بازگشت، جابز بسیاری از پروژههای اپل را متوقف کرد.
او به جای اینکه دهها محصول مختلف تولید کند، تمرکز شرکت را روی تعداد محدودی محصول قرار داد.
یکی از اولین نتایج این تغییر، iMac بود.
iMac با طراحی متفاوت خود در سال ۱۹۹۸ نشان داد که کامپیوتر فقط یک ابزار اداری نیست؛ میتواند زیبا، ساده و حتی هیجانانگیز باشد.
موفقیت iMac آغاز دوره جدید اپل بود.
iPod؛ موسیقی در جیب مردم
در سال ۲۰۰۱، اپل iPod را معرفی کرد.
اما اهمیت iPod فقط به خود دستگاه محدود نمیشد. اپل تلاش کرد سختافزار، نرمافزار و فروش موسیقی را در یک تجربه یکپارچه کنار هم قرار دهد.
این همان رویکردی بود که جابز سالها دنبال میکرد:
فقط یک محصول نساز؛ یک تجربه کامل بساز.
لحظهای که همهچیز تغییر کرد: آیفون
در سال ۲۰۰۷، استیو جابز روی صحنه رفت و محصولی را معرفی کرد که قرار بود آینده شرکت را تغییر دهد:
iPhone
آیفون فقط یک تلفن همراه نبود. اپل آن را ترکیبی از یک تلفن، یک پخشکننده موسیقی و یک وسیله ارتباطی اینترنتی معرفی کرد.
صفحهنمایش لمسی و رابط کاربری ساده آن، نگاه صنعت به تلفنهای هوشمند را تغییر داد.
آیفون در سالهای بعد به یکی از مهمترین محصولات تاریخ فناوری تبدیل شد و اپل را به یکی از قدرتمندترین شرکتهای جهان رساند.
استیو جابز؛ مردی با شکستهای بزرگ
زندگی جابز از بیرون ممکن است شبیه یک داستان موفقیت کامل به نظر برسد.
اما واقعیت بسیار متفاوت بود.
او دانشگاه را ترک کرد.
از شرکتی که خودش تأسیس کرده بود کنار گذاشته شد.
شرکتی که پس از اپل ساخت، موفقیت تجاری محدودی داشت.
اما هر بار دوباره شروع کرد.
شاید مهمترین ویژگی جابز همین بود: توانایی شروع دوباره.
او در سخنرانی معروف خود در دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۵، درباره شکست، مرگ، عشق و تصمیمهایی که مسیر زندگی را تغییر میدهند صحبت کرد. یکی از محورهای اصلی صحبت او این بود که انسان باید محدود بودن زمان زندگی خود را جدی بگیرد و زندگی را بر اساس انتخابهای خودش پیش ببرد.
آخرین سالهای زندگی
در سالهای پایانی زندگی، جابز با مشکلات جدی سلامتی روبهرو شد.
با وجود بیماری، همچنان درگیر محصولات و آینده اپل بود.
او در سال ۲۰۱۱ از مدیرعاملی اپل کنارهگیری کرد و در ۵ اکتبر ۲۰۱۱ درگذشت.
او تنها ۵۶ سال داشت.
اما میراثی که باقی گذاشت بسیار بزرگتر از طول عمرش بود.
میراث استیو جابز
استیو جابز فقط بنیانگذار اپل نبود.
او به یکی از نمادهای فرهنگ فناوری تبدیل شد؛ کسی که نشان داد برای ساخت یک محصول موفق، فقط مشخصات فنی کافی نیست.
کامپیوتر باید تجربه خوبی داشته باشد.
تلفن باید ساده باشد.
طراحی اهمیت دارد.
و گاهی یک شرکت برای موفقیت، باید جرئت کند چیزهایی را که همه فکر میکنند ضروری هستند کنار بگذارد.
امروز اپل یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان است، اما داستان آن برای جابز از یک دفتر مدرن و یک تیم هزاران نفری شروع نشد.
از دوستی با یک مهندس جوان شروع شد.
از یک کامپیوتر دستساز.
از فروختن یک ماشین برای تأمین سرمایه.
و از جوانی که تصور میکرد کامپیوتر میتواند زندگی مردم را تغییر دهد.
استیو جابز در طول زندگی خود چند بار سقوط کرد، اما هر بار با داستانی تازه برگشت. شاید به همین دلیل است که زندگی او بیشتر از یک داستان موفقیت، داستانی درباره شکست، دوباره شروع کردن و دنبال کردن یک ایده است.
اگر از این مقاله لذت بردید شما را به خواندن مقاله داستان اپل؛ از یک گاراژ کوچک تا غول فناوری جهان دعوت میکنم.


techview




























پیامی بگذارید